ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بهار...  چاپ

تاریخ : سه شنبه 1 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 18:22

درود

فقط اومدم که اومدنه بهار رو به همه ی اونایی که قدرشو می دونند و دوسش دارند، تبریک و شادباش بگم

شماها رو نمی دونم،اما من سال 90 رو دوست داشتم، یه خورده سخت بود، ولی خوبی هم زیاد داشت!

ولی خوب...سال 91 رو بیشتر دوست دارم!

امیدوارم که همه ی قشنگتون، به هرچی ارزوی قشنگ داره برسه

امیدوارم که جامعه مون یه خورده آروم تر و رام تر بشه

امیدوارم که وضعیت اقتصادی مردم سروسامون بگیره

امیدوارم که یه خورده من و شما به فرهنگ و هنر و هنرمندا و تاریخمون بیشتر اهمیت بدیم و بشناسیم و البته بفهمیمشون

امیدوارم که یه خورده کمتر دروغ بگیم، آرومتر برونیم و بیشتر ورزش کنیم

امیدوارم که یه جای کوچکی هم لا به لای همه ی شلوغی هامون، به کتاب بدیم...

سال نو مبارک

با مهر و احترام


تق!!  چاپ

تاریخ : دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390 در ساعت 12:06

تق!تتق!!تق!!!.....ایران...تق!....ایرانی...تق!...کورش...تق!!...داریوش...تق!...زرتشت...تق!

میهن...تق!...سنت...تق!...زیبایی...تق!...جوونی....تق!...انرژی...تق!چهارشنبه...تق!...

سور...تق!..چهارشنبه سوری....تق!...من! تو!.....تق!....بیراهه...تق!...تحریف....تق!....سیاست...تق!...دولت....تق!....استعمار...تق!...

تاسف...تق!....افسوس............ .

کنکور دکترا!! :)  چاپ

تاریخ : جمعه 26 فروردین ماه سال 1390 در ساعت 14:40

دیروز بود... 
دیروز کنکور دکترا بود...خیلی متاسف شدم برای خودم و این چند سالی که درس خوندم! ازمون نبود! شوخی بود... شوخیه خیلی مسخره و مضحکی بود!
دروس تخصصی، زبان، ریاضی!! - برای دکترای سلولی و مولکولی-  و البته استعداد تحصیلی!!!
نمی دونم، ولی به نظر شما یه خورده برای سنجش استعداد توی این مقطع و سن، دیر نیست؟ یعنی مثلا کسی که حداقل 18 سال وقت گذاشته و کلی سرمایه هزینه کرده و زحمت کشیده و اینا! تازه باید بیان و ببینند که اصلا استعداد داره یا نه! بعد اگه نداشت؟چی می شه؟ نتیجه اش  این میشه که همه ی این سال ها دولت و ملت و مملکت و البته خوده شخص سره کار بودند! یعنی لیسانس و فوق لیسانس همش کشک! جالبه نه؟
از اون جالب تر اینه که سوال های (تخصصی) استعداد یابی رشته های (تخصصی)، کاملا مشابه بودند...مثلا اونی که متخصص فیزیولوژیه و اونی که گرافیک خونده و اونی که بوکس! خونده، دیدگاه و هوش و منطق مشترکی باید راجع به انواع سوالات ریاضی و تحلیلی و هوش داشته باشند!تا باهوش و با استعداد فرض بشن! اینم جالبه نه؟
ریاضی! اره... به همین سادگی، به همین خوشمزگی!!...توی کنکوه دکترای رشته ی تجربی، اونم علم محض و علوم پایه، تعداد سوالات ریاضی و زیست برابر بودند! اینم خیلی جالبه!! یعنی ماها که حدود 120 واحد سلولی و مولکولی و ژنتیک و بیوشیمی و بیوفیزیک و میکروبیولوژی و نانو تکنولوژی و نانو بیوتکنولوژی و بیونانو تکنولوژی!! پاس کردیم،و تخصص و علاقه مون هم اینان! باید بعد از 7-8 سال دوباره بریم سراغه اون 7-8 واحدی که ریاضی پاس کردیم! اینو دیگه کجای دلم جا بدم!!؟
 
برای گرایش من، از کله سوالاته کنکوره دیروز ، فقط 7 تا ! سوال اومده بود، که من 6تاشو زدم!...کله کنکور هم بیش از 15 دقیقه به طول نیانجامید!!
عوضش بعدش با اقایون و خانم های متخصص و دکتر بعد از این! رفتیم عشق و حال و کلی هم خوش گذشت و گفتیم و خندیدیم و تست زدیم! جای همگی، علل خصوص!!! وزیره محترمه وزارته محترمه علومه دولت محترم، خالی
 
باقی،بقا
 نوشته شده توسط دکتر احمد! 
اینجا تهران است
ساعتی پس از فاجعه

درگذشت استاد  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر ماه سال 1388 در ساعت 16:47

بی درود بی سلام!

اصلا شروع خوبی نیست...می دونم...ولی (باید) مهمیه!...

استاد یگانه ی سنتور ، هنرمند بی نظیر، فرامرز پایور درگذشت...

بی نهایت متاسفم...برای خودم...برای موسیقی...برای (ایران) و برای هرکی که گوشی برای (شنیدن) و دلی برای (دریافتن) داره...

تلنگر ۱۸  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 27 آبان ماه سال 1388 در ساعت 21:14

درود

تا این لحظه که اینو مینویسم فقط (پاتوق)نظرشو در مورد موسیقی گفته و منم ازش ممنونم و بحث رو هم با نظر همون شروع میکنم....
اول از همه باید ببینیم موسیقی رو  چی؟ و در چه حد میدونیم‌‌؛می شناسیم و براش ارزش قائلیم....
پاتوق گفته: ((به نظر من هرچیزی که ریتم داشته باشه؛موسیقی است))
خب...البته متاسفانه این نظر خیلی هاست...ولی من اینو قبول ندارم...داغ نکنین!می گم چرا....

                                                                                                          ((هنر موسیقی))

بله...موسیقی یکی از کهن ترین؛پرشور ترین و زیباترین ((هنر))هایی است که میتونیم نام ببریم...
تا حالا از خودتون پرسیدین ((هنر)) یعنی چی؟به چی می گن هنر؟چرا بهش میگن هنر؟فایده اش چیه؟
انسان است و احساسش....هنر؛ اوج تجلی احساس انسانیست
و موسیقی....
و موسیقی  بی شک جزء بالنده ترین و زیبنده ترین هنرهاست...
موسیقی برای گوش دادن نیست!!موسیقی برای رقصیدن نیست!!موسیقی برای خوش اومدن من و شما نیست!!برای لذت بردن نیست...
برای ادم شدنه...برای ریتم دادن به افرینشه...برای فهمیدن نفهمیده هاست....برای به دست اوردن دست نیافتنی هاست...برای دل کندن از خاکه...برای رسیدن به افلاکه...برای پرورش انسانیته...
اره...هنر برای زندگیه و حتی خود (زندگی کردن) هم یه هنره...میدونین...به نظر من هنرمند شدن و هنرمند بودن و خلق یک اثر هنری به همون اندازه پر اهمیت؛ارزشمند و مشکله که درک هنر....
فهمیدن هنر --مثلا موسیقی-- خود هنری بس ارزشمند است که متاسفانه بسیاری از ما ادما از داشتنش محرومیم...اینم علل گوناگونی داره که فعلا جای بحثش نیست...دلائلی مثل:عادت ما ادما به روزمرگی زندگی....بی سوادی...سیاست های غلط و شدیدا محدود کننده ی دولتمردان در طول تاریخ که اونم باز از جهل و صد البته پلیدیه و... .

فعلا میخوام که در مورد انواع سبک های موسیقی و به خصوص موسیقی هایی که امروز ما جوونا گوش میدیم و در دسترس هست بیشتر صحبت کنم...
((هنر موسیقی)) چیزی نیست که متعلق به یک دوره ی خاص تاریخی؛یک جغرافیای خاص و یا حتی یک ملت مشخص باشه....هنر متعلق به نوع بشره و از جمله هم هنر موسیقی...
موسیقی کلاسیک؛موسیقی سنتی؛موسیقی جاز؛موسیقی راک؛موسیقی پاپ؛موسیقی مقامی و محلی و چند نوع موسیقی دیگه که همگی جزئی از همین سبک های موسیقی اند
و صرف نظر از همه تفاوت های ریز و درشتی که با هم دارند...همه با یه ذره بالا و پایین و اغماض؛زیر مجموعه ی ((هنر موسیقی))اند...
من همین جا تکلیفم رو با بعضی ها!! مشخص کنم که قرار نیست عقیده ی خودمو بگم و یا از یک نوع موسیقی خاص طرفداری کنم و بگم بقیه بد یا بی ارزش اند...صحبت بر سر هنر موسیقیه....

چرا؟واقعا چرا ما؛ خودمون؛شعورمون؛فطرت مون رو اینقدر ساده و سطح پایین نگه میداریم؟چرا به هر چیزی میگیم هنر؟چرا اسم هر بیکار الافی رو میذاریم هنرمند؟ 
چرا؟چرا امروز هنر موسیقی برامون شده دمبلی دیمبو و رقص با اون فضاحت و یه ادم دیلاق الاف گاو صدا! و یه میکروفن و البته چندتا دختر Topless!!!
جوون ایرانی امروز؛من و شما اکثرا  موسیقیی  دلخواه مون شده موسیقی هایی که در یک کلام و ساده بخوام بگم...-نگم بهتره-...و منبع اونم یه چزی شبیه pmc و یا نوار فروش-بخوانید cd فروش-این گوشه و اون گوشه است...و از این جالبتر اینه که به خیال خودمون خیلی باحال و با پرستیژیم و (موسیقی) می شنویم و لذت هم می بریم!!
تعریفی از هنر رو که بالا عرض کردم...گوشه ی ذهنتون داشته باشید...که میخوام برم سر (معیار های هنری) موسیقی امروزی!!!!!
اول با شعراش شروع کنم یا از موسیقیش بگم؟یا از خواننده!!!!!!شایدم از دکور و ...-سانسور داره!-
خانم ها و اقایون هنر دوست و هنر شناس!!!برای اینکه  به عمق تعالیه این مقوله ی هنری!!پی ببرید و صد البته یک پله به انسانیت نزدیک بشیم و تعریف هنر متعالی رو دقیقا و ملموس درک کنیم...خواهش می شود که به نمونه هایی از موسیقی های دلخواهمون!!!توجه کنید.......
ببخشید...فراموش کردم از حضورتون بپرسم که اول از کدوم یک از استاید شروع کنم!!؟...
استاد ارش؟استاد شادمهر؟استاد افشین؟استاد سعید خان محمدی؟استاد ارجمند بنیامین؟استاد مهرشاد؟یا شاید هم گروه اساتید black cats ؟
((دختر نرو بالا! میوفتی از اون بالا))...به به...واقعا عرفان شرقی رو زنده کردین؛
((ارش بیا سردمه!!!))
((حالا بیا اینجا!...بیا اینجا...اونجا نه))...سجع رو حال میکنین؟
((دعوا سره ماچ و بوسه ی لبه))...عشق رو زنده کردین...درود!!!
((لیسانس میسانسو بی خیال....بیا وسط قرش بده!!!))....عمق و معنا تا کجا؟به به...
((حالم بده...حالم بده...فشار خونم روی  هزار و سیصده)) 
((تو.. خودت قند و نباتی..شکلاتی..شکلاتی..))
((ای خانم!!؟کجا...کجا؟))

... و این فاجعه ادامه دارد.......................
در مورد موسیقی این اثار!!
احتمالا واژه ی 6/8 (بخوانید شیش و هشت) رو شنیدین...این یه وزن تو موسیقیه...که اکثر قطعاتی که فضای شادتری دارند و رنگ ترند...توی این وزن ساخته شده شدن و میشن...بر اساس وجود ۶ چنگ در هر میزان...این اساتید مثلا!! سعی می کنند که اکثر اهنگاشون توی این وزن باشه که شاد تر و پر تحرک تر باشه و برای رقص مناسب باشه...ولی شما رو به خدا هرکدوم از این اهنگ ها رو یک دفعه دقیق گوش بدید و فقط هم به موسیقی توجه کنین....اکثرشون همش تکراره چند نت با فاصله ی مشخصه  و عموما صدای خواننده ی اینقدر قوی و بیش از حد معموله که اصلا جایی برای موسیقی نیست....اکثر البوم هایی که این مفاخر تولید می کنند؛تم اصلی و ملودی اهنگاشون همه تکراریه؛یعنی اگه دقت کنین همین ملودی رو با یه ریتم دیگه یا یکی از همون خواننده ها قبلا خونده و یا خود طرف، موسیقی البومای قبلیشو تکرار کرده((جهت کلاسش... remix کرده!!))...نمونه اش هم اهنگ (سپیده) و (نسترن) فرشید خان امینه....خود استاد فرمودند که موسیقی این دو قطعه فقط توی یک نت با هم تفاوت داره...خیلی جالبه!!این از افتخاراتشونه که یه موسیقیه تکراری رو دوباره نشخوار کردن و مثلا یه البوم جدید اونم با کلی طرفدار ساختن!! از این افتخار چپکی ها!!زیاد داریم...مثلا سخنان جناب استاد (بنیامین) که توی یه مجله همین چند وقت پیش فرمودند:من ۷ ماهه خواننده شدم!!!!تورو خدا شعور کجا رفته؟
والا تا اونجایی که بنده ی حقیر به یاد دارم و میدونم...همه اهل فن...جزء افتخاراتشون اینه که مثلا من ۳۰ سال شاگردی کردم و زحمت کشیدم و شب و روز کار کردم و خدمت این استاد بودم و افتخار اشنایی با فلان استاد رو داشتم و حرف هایی از این دست....بعد این اقا و هنرمند-بخوانید هنربند!!!-محترم...مفتخرن که ۷ ماهه خواننده شدن!!

و این فاجعه؛همچنان ادامه دارد......
یه سوال خیلی ساده ازتون می پرسم...دلم میخواد واقعا بهش فکر کنین...

خداوکیلی...اگه زن و زیبایی های زنونه رو از اشعار و خصوصا ویدئو های این هنربندها!! حذف کنیم...چی می مونه؟کجاست اون هنر متعالی؟
تقریبا هیچ صحنه ای رو نمیتونین پیدا کنین که یه دختر الاف توش نباشه...حتی توی پس زمینه اش!!! اخه این کجاش زیبایی و تعالی داره؟...نزول تا کجا؟
...
اینا همه رو اضافه کنین به جلوه های گرافیکی مسخره و زائد به اضافه ی سازهای مزخرف الکتریک و صد البته صدای پالایش شده ی کامپیوتری این اساتید!
و این فاجعه ادامه خواهد داشت....................
اینا همه رو گفتم ...نه برای اینکه بگم اینا بد و بی ارزش اند-که هستند- و یا گوش ندین-که ندین-...نه! فقط خواستم بگم که فکر نکنین هنر اینه و هنرمند اینان....میتونین گوش بدین و لذت هم ببرین...ولی هیچکس نمیتونه بگه اینا ارزشمنده و یا (هنر موسیقی) اینه.


                                                                                                پاینده ایران   پاینده ایرانی

تلنگر ۲۱  چاپ

تاریخ : دوشنبه 5 آذر ماه سال 1386 در ساعت 15:37

در این ساغر می دارم؛ الهی                 صدای نور؛ بر بام سیاهی


که چو نوشی؛ به دیدار خود ایی            به دل بینی؛ که تمثال خدایی


گرچه کهنه است اصل حکایت                 کنم انرا به شکلی نو؛ روایت


بهشتی که در ان یک چند با هم             به سر بردند خوش؛ حوا و ادم


درختان فراوان داشت هرسوی              بر انها میوه؛ از هر رنگ و هر بوی


همه دیده ربا؛ دلخواه؛ جانبخش            نشاط انگیز؛ شور آور؛ توان بخش


درختانی خزان هرگز ندیده                    همیشه میوه شان نرم و رسیده


ببر اسان به سوی شاخه ها؛ دست     بچین و میل کن تا اشتها هست


همین که میوه ای از شاخه چیدی        زدی گازی و طعمش را چشیدی


به جایش یک شکوفه می کشد؛ سر     تر و تازه؛ تماشایی؛معطر


خلاصه ادم و حوا؛ خداشان                   چنین باغی نهاده زیر پاشان


از انها بندگی می خواست کامل           به فرمانش نهاده گردن و دل


به انچه هستشان و انچه هستند         چو بره با گیاه و اب؛ خرسند


که انها همچو بره؛ رام بودند                 سلیم و ساده و  ارام بودند


نه در سر فکر؛ نه در دل هوایی           نه چون گفته؛ نه اورده چرایی


عروسک های کوکی بی اراده             غریزه؛ کارشان را نظم داده


تمام زندگیشان بود؛ الحق                   تمام روز ها؛ تکرار مطلق


میان میوه ها تنها دوتا بود                   که در ان باغ؛ مخصوص خدا بود


برای سفره ی خود افریده                   به گرد هردو پرچینی کشیده


که یعنی خوردنش ممنوع عام است     به هرکس جز خود ایشان؛حرام است


یکی؛هر دانه اش دانش جهانی        چو خوردی؛انچه را خواهی بدانی


غریزه شود با ان مبدل                      به عقلی که مسائل را کند؛ حل


بیافروزد چراغی در سر تو                شود در زندگانی؛ رهبر تو


اراده یابی و دائم بپویی                   حقیقت های هستی را بجویی


یکی؛ ان میوه ای که هر کس           انرا خورد یابد حیات جاودان را


نه هرگز ذات او پیری پذیرد               نه تا عالم به پا باشد؛ بمیرد


بر این دو میوه هرکس دست یابد     به هستی انچه خوبی هست؛ یابد


رسد انجا که از ان برتر نباشد           کسی غیر از خدا دیگر نباشد


به زیر پای او هستی؛سراسر           چو ایینه خدا را؛در برابر


چو با او در چنین جایی نشیند           کسی غیر از خدا در خود نبیند


ولی از بره ادم خام تر بود                 از این دو میوه؛ اصلا بی خبر بود


به رحم امد دل شیطان؛ برایش        ندید این زندگانی را؛ سزایش


خودش را کرد در ظاهر چو ماری      خزید و یافت حوا را کناری


به او از میوه ی دانش سخن گفت    به توصیفی که بر او خاطر آشفت


چو حوا دانه ای را چید و بو کرد        دل او خوردنش را آرزو کرد


بخورد انرا و شد از جهل ازاد            اطاعت از خدا را برد از یاد


چنین حالش دگرگون شد به یک آن   که پیدا کرد گفتی؛ مرده ای جان


شد از هستی خود؛ناگاه؛آگاه           از این اگاهی شیرین کشید؛آه


به سر تا پای خود حیران نظر کرد     نظر بر اسمان و دور و بر کرد

     

بهشت و انچه در ان بود انگار          همان دم پیش چشمش شد پدیدار


نبود؛اگاه شد؛انگاه شد هست       شد از این هوشیاری؛ تازه سرمست


چو بر او واقعیت شد مسلم           خوراند از میوه ی دانش به ادم


خدا تا باخبر از ماجرا شد                به شدت خشمناک از این خطا شد


به ان دو با صدای رعد؛ توپید          به خواری کردشان از باغ؛ تبعید


که دور از ان دو میوه زیر افلاک      شوند اواره بر این پهنه ی خاک


چو دانش یافتند اکنون؛ مبادا         حیات جاودان جویند؛فردا


خورند از میوه ی دوم؛ نهانی         شوند انوقت چون او ؛جاودانی


به اسرارش تمامی دست یابند     تسلط بر هرانچه هست یابند


شده در افرینش هم، رقیبش        کنند از بی شریکی؛بی نصیبش


چو ادم ساکن روی زمین شد        از این بی مهری خالق؛غمین شد


برای انکه با مردن؛ نمیرد              به دانش؛ عمر جاویدان بگیرد


به کشف و افرینش؛گرم پرداخت    خودش را بر زمین شبه خدا؛ساخت


به اندیشه بر امد؛با هنر ماند                به این دو مرگ را از ادمی راند


به خدا....(خدا)...یعنی (به خود آ)........ .


 


                                                                                                                                                                                        پاینده ایران    پاینده ایرانی

بای بای!  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 15 فروردین ماه سال 1386 در ساعت 15:08

درود

قراره که فعلا نباشم و ننویسم...چون باید درس بخونم تا یه چیزی! بشم....برای کنکور ارشد!

دیگه نمینویسم...ولی زیاد ذوق مرگ!! نشین!...حدود یک سال دیگه بر می گردم

GOODBYE PARTY! هم نمیخوام...زحمت نکشین...فقط مواظب خودتون باشین...

خدا نگهداره یکی یکی تون باشه

فقط به همه تون! می گم که تلنگر  ۲۱ رو بخونین و بیدار شین...

ممنونم از همه ی دوستام  و همه اونایی که به من لطف داشتن یا نداشتن!

ما که رفتیم...باشد که باشید

 

     شاد و سربلند باشید

                                           ارادتمند شما

                                                                           خودم!

نوروز ۱۳۸۶  چاپ

تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند ماه سال 1385 در ساعت 09:36

درود

نوروز باستانی ؛ این سبز ترین یادگار پدرانمان بر تمام ایران و ایرانیان خجسته باد

نوروز سال ۷۰۲۹ میترایی اریایی برابر با ۱۳۸۶ شمسی رو صمیمانه به همه ی ایران و ایرانیان عزیز شادباش و تبریک عرض می کنم

امیدوارم که سالی پر شور و شکوه پیش رو داشته باشیم

                             هروز تان نوروز

                                                                        نوروزتان پیروز

                            

                                                                                                                                                       پاینده ایران پاینده ایرانی

 

 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9    >>